دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
285
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
به او گفته شد : « درمانى جز شكافتن و جرّاحى نيست » كه اين سخن از اقدام به كار خطرناك و گريزناپذير خبر مىدهد . با وجود اين ، روايت از نظر سند ضعيف است ؛ زيرا راوى آن و نيز على بن ابراهيم جعفرى كه روايت را نقل مىكند ، در كتابهاى رجالى توثيق نشدهاند . « 1 » همچنين روايات ديگرى موجود است كه درمان با احتمال يا گمان ضرر را جايز مىشمارد و در خصوص شخص بيمار مىباشد و سخن از پزشك و رجوع به او در آنها نيست ؛ ليكن چون بهطور عادى اقدام درمانى با مراجعه به پزشك است و بيشتر مردم راه درمان را از پزشك مىگيرند ، مىتوان به اين روايات - در مورد بحث - استدلال كرد . نيز مىتوان به بناى عقلا استدلال كرد ، عقلا براى درمان به پزشك مراجعه مىكنند و اين سيرهء آنان همواره استمرار داشته و شارع آن را امضا كرده است و از آنجا كه سودمندى و تأثير درمانى بيشتر داروها قطعى و صد درصد نيست و نهايت آگاهى در اين زمينه گمان نفع و درمان است و از سويى ، هر دارو عوارض جانبى دارد و در روايتى آمده است كه هر دارويى آسيبزا است ، مىتوان دريافت كه مراجعه به پزشك جايز است و با گمان ضرر مىتوان به نظر پزشك عمل كرد . كلينى از عثمان احول نقل مىكند كه گفت : از ابا الحسن عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : « هيچ دوايى نيست مگر اينكه دردى را برمىانگيزاند » . « 2 » در سند اين روايت محمد بن يحيى است . مؤيد اين روايت ، حديثى از امام صادق عليه السّلام است كه مىگويد : گروهى از انصار به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفتند : همسايهاى داريم كه از درد شكم مىنالد ، اجازه مىدهى او را مداوا كنيم ؟ فرمود : « با چه چيزى درمانش مىكنيد ؟ » گفتند : در اينجا يك يهودى است كه اين درد را درمان مىكند . فرمود : « چگونه ؟ » گفتند : شكمش را مىشكافد و از آن چيزى
--> ( 1 ) . ر . ك : معجم رجال الحديث ، ج 6 ، ص 247 ، ح 3996 و ج 11 ، ص 210 ، ح 7819 . ( 2 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 273 .